برندینگ و جایگاه‌یابی
maker profile image

بازاریابی

جلسات
۳
دانشجویان
۰
پیش‌نیاز
گذراندن دوره «تحقیقات بازار و رفتار مشتری» یا آشنایی قبلی با تحلیل رقبا
مدت دوره
30 ساعت
سطح دوره
پیشرفته

برندینگ و جایگاه‌یابی

بازاریابی

Save icon

آخرین بروزرسانی : ۱۴۰۵/۷/۱۴

برندینگ فقط طراحی لوگو یا انتخاب رنگ سازمانی نیست و مجموعه‌ای از برداشت‌هایی است که مخاطب در طول زمان نسبت به یک کسب‌وکار پیدا می‌کند. برند از طریق محصول، خدمات، تبلیغات، رفتار کارکنان، تجربه خرید و حتی نحوه پاسخ‌گویی به مشتری شکل می‌گیرد. جایگاه‌یابی مشخص می‌کند یک برند می‌خواهد در ذهن مشتری با چه ویژگی و چه تفاوتی شناخته شود. اگر یک برند تلاش کند برای همه افراد و با یک پیام واحد جذاب باشد، ممکن است جایگاه مشخصی در ذهن هیچ گروهی پیدا نکند. تعیین مخاطب هدف یکی از پایه‌های جایگاه‌یابی است و باید قبل از انتخاب پیام اصلی برند انجام شود. برند باید بداند برای چه گروهی ساخته شده و چه مسئله‌ای را بهتر از گزینه‌های دیگر حل می‌کند. مزیت رقابتی زمانی برای برند ارزشمند است که برای مشتری قابل درک و در عمل قابل اثبات باشد. ادعای کیفیت بالا به تنهایی جایگاه برند را ایجاد نمی‌کند؛ مشتری باید این تفاوت را در تجربه واقعی خود ببیند. هویت بصری برند شامل رنگ، تایپوگرافی، تصاویر، طراحی و سایر عناصر بصری است که باید در نقاط مختلف ارتباطی هماهنگ باشند. ثبات بصری باعث می‌شود مخاطب در برخوردهای مختلف راحت‌تر برند را تشخیص دهد. هویت کلامی نیز اهمیت دارد و مشخص می‌کند برند با چه لحنی با مشتری صحبت می‌کند. لحن یک برند می‌تواند رسمی، تخصصی، صمیمی، ساده یا ترکیبی از این ویژگی‌ها باشد، اما باید با مخاطب و حوزه فعالیت هماهنگ بماند. پیام اصلی برند باید کوتاه و قابل فهم باشد و مخاطب بتواند ارتباط آن را با نیاز خود درک کند. استفاده از شعارهای زیبا بدون ارتباط با مزیت واقعی محصول، تأثیر زیادی در ساخت جایگاه برند ندارد. جایگاه‌یابی باید در تمام نقاط تماس مشتری با برند قابل مشاهده باشد؛ از تبلیغات و سایت گرفته تا فروش و خدمات پس از خرید. اگر تبلیغات یک برند حرفه‌ای باشد اما تجربه مشتری ضعیف باشد، تصویر ایجادشده در ذهن مخاطب با واقعیت فاصله خواهد گرفت. برندینگ قوی به معنای گران یا پیچیده بودن طراحی نیست و یک هویت ساده نیز می‌تواند کاملاً قابل تشخیص باشد. بررسی برندهای رقیب کمک می‌کند مشخص شود هر کدام روی چه ویژگی‌هایی تمرکز کرده‌اند و فضای خالی بازار کجاست. تفاوت برند باید برای مشتری قابل اهمیت باشد؛ متفاوت بودن صرفاً برای متفاوت بودن ارزش تجاری ایجاد نمی‌کند. بعضی برندها بر قیمت اقتصادی، برخی بر کیفیت، بعضی بر تخصص و گروهی بر تجربه مشتری تمرکز می‌کنند. انتخاب این محور باید با توان واقعی سازمان هماهنگ باشد و صرفاً بر اساس چیزی که در تبلیغات جذاب‌تر به نظر می‌رسد انتخاب نشود. برند وعده‌ای به مشتری می‌دهد و تجربه واقعی او تعیین می‌کند که این وعده تا چه حد باورپذیر بوده است. رضایت مشتری می‌تواند به تقویت تصویر برند کمک کند، اما تجربه منفی نیز ممکن است به سرعت همان تصویر را تحت تأثیر قرار دهد. مدیریت شهرت برند نیازمند توجه به بازخوردهای مشتریان و واکنش مناسب به مشکلات است. برندها باید بدانند مشتریان آنها را با چه کلماتی توصیف می‌کنند و چه ویژگی‌هایی در ذهن آنها پررنگ‌تر است. تحقیقات بازار و نظرسنجی می‌توانند برای بررسی این برداشت‌ها مورد استفاده قرار گیرند. جایگاه برند ممکن است با تغییر بازار، محصول یا مخاطب نیاز به بازنگری داشته باشد. تغییر جایگاه برند نباید صرفاً به تغییر لوگو یا ظاهر محدود شود و باید در پیام و تجربه مشتری نیز دیده شود. توسعه محصولات جدید نیز باید با هویت و جایگاه اصلی برند هماهنگ باشد، مگر اینکه سازمان آگاهانه قصد ورود به جایگاه جدیدی را داشته باشد. معماری برند به سازمان کمک می‌کند رابطه میان برند اصلی و محصولات یا خدمات مختلف خود را مشخص کند. در برندهای چندمحصولی، نبود ساختار مشخص ممکن است باعث سردرگمی مشتری شود. انتخاب نام محصول، طراحی بسته‌بندی و نحوه معرفی آن نیز بخشی از تجربه برند محسوب می‌شود. برندینگ موفق نیازمند هماهنگی میان بازاریابی، فروش، خدمات مشتری و مدیریت محصول است. اگر فروشنده وعده‌ای بدهد که محصول توان اجرای آن را ندارد، مشکل فقط مربوط به فروش نیست و به اعتبار برند نیز آسیب می‌زند. جایگاه‌یابی باید به تیم فروش نیز منتقل شود تا کارکنان مختلف یک تصویر نسبتاً هماهنگ از برند ارائه دهند. ارزیابی برند می‌تواند با شاخص‌هایی مانند آگاهی از برند، ترجیح مشتری، میزان یادآوری و برداشت مخاطبان انجام شود. افزایش تعداد دنبال‌کنندگان یا بازدیدها به تنهایی نشان‌دهنده موفقیت برندینگ نیست و باید ارتباط آنها با اهداف تجاری بررسی شود. برند زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که مخاطب بتواند آن را از میان گزینه‌های دیگر تشخیص دهد و دلیل مشخصی برای انتخاب آن داشته باشد. جایگاه‌یابی مناسب به کسب‌وکار کمک می‌کند پیام خود را دقیق‌تر به مخاطب منتقل کند و در بازار رقابتی کمتر دچار پراکندگی شود. برندینگ در نهایت فرایند ساخت و مدیریت یک تصویر قابل اعتماد و قابل تشخیص است که باید با محصول واقعی و تجربه‌ای که مشتری دریافت می‌کند هماهنگ باشد...

Dots icon

جلسات دوره

بخش ۱

تدوین هویت و پیام برند

بخش ۲

تحلیل رقبا و نقشه‌ی جایگاه‌یابی

بخش ۳

مدیریت تجربه و ادراک برند

محصولات مشابه

Comments intro image

۰

دیدگاه‌های ثبت شده برای این مطلب

برای درج نظر ثبت نام کن یا وارد شو

هنوز نظری ثبت نشده است.

رزرو مشاوره

رزرو مشاوره

شماره تماس خود را ثبت کنید تا مشاوران ما در اسرع وقت با شما تماس بگیرند.

09